تبليغاتX
... [ 81 ] ...

... [ 81 ] ...

آري، ز درون ِ اين شب ِ تاريك
اي فردا من سوي تو مي‌رانم
رنج است و درنگ نيست، مي‌تازم
مرگ است و شكست نيست، مي‌دانم
آبستن ِ فتح ِ ماست اين پيكار

 

بخشی از شعر ه.ا.سايه

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 دی1388ساعت 21:19  توسط علی لرگانی  | 

سلام

یادتون میاد :


از آن روزی که فرزندان آدم
                                  زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
                                                                                    آدمیت مرد

اون روزی که دوستان این متن رو توی ساختمون کلاسها چسبوندن نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم اما حالا . . .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 10:36  توسط حامد بهرامي  | 

 

توضيح: آفتاب‌كاران جنگل عنوان سرودي است مربوط به سازمان فداييان خلق ايران (سازماني با گرايش‌هاي چپ سياسي) كه به قيام سياهكل (19 بهمن 1349) اشاره دارد؛ قيامي كه خود به اولين عمليات چريكي در تاريخ ايران تعبير مي‌شود. جالب اين‌كه اين سرود در تحصن‌هاي دانشجويي  ايران امروز هم‌خواني و زمزمه مي‌شود. نقاشي فوق نيز تابلوي سياهكل نام دارد، اثر بيژن جزني (فعال سياسي چپ‌گراي ايراني كه در سال ۵۴ توسط ساواك در تپه‌هاي پشت زندان اوين تيرباران شد) كه در سبك كوبيسم كار شده‌است.

سر اومد زمستون، شکفته بهارون
گل ِ سرخ ِ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
کوه‌ها لاله‌زارن، لاله‌ها بيدارن
تو کوه‌ها دارن گُل گُل گُل آفتابو مي‌کارن

توي کوهستون، دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم، داره مي‌آره
توي سينه‌اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره

لبش خنده‌ي نور، دلش شعله‌ي شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي کوهستون ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 دی1388ساعت 13:19  توسط علی لرگانی  | 

اخطار. گويا اعلي‌حضرت شاهنشاهي فراموش كرده‌است كه براي رسيدن به تاج‌وتختش جز دو تلگرام از دو خط و احضارش به پايتخت پايه‌اي ديگر نداشته و او از مادر با ديهيم شاهي و خاتم ملك زاييده نشده و قباله‌ي سلطنت از آسمان و خداي جهان در دست نداشته. يقيناً اگر لحظه‌اي به انديشه فرومي‌شد كه اين پادشاهي تنها بستگي به پذيرش يا روي‌گرداني ملت دارد و كساني كه او را بدين جايگاه بلند گزيده و به شاهي شناخته‌اند به برداشتن و گزيدن ديگري به‌جايش نيز توانا هستند، هرگز از راه راست و عدالت و رعايت مقتضيات سلطنت مشروطه انحراف نمي‌ورزيد.


متن يك اعلاميه‌ي انقلابي نقل‌شده در انقلاب ايران، نوشته‌ي ا.براون، ترجمه‌ي احمدپژوه

+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 14:38  توسط علی لرگانی  | 


«این جعبه‌ای كه شما، تصویر مرا در آن می‌بینید، اسمش تلویزیون است»

این جمله‌ای بود كه زنده یاد منوچهر نوذری با ورود تلویزیون به ایران، به مخاطبان اولیه جعبه جادو گفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 14:30  توسط هدا صفایی  | 

دارا جهان ندارد                    

                     سارا زبان ندارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 10:40  توسط هدا صفایی  | 

خبرنگار: اعليحضرتا، جنابعالي بر چه اساسي پيشبيني مي‌كنيد كه ايران در طول زندگي يك نسل يكي از پنج كشور پيشرفته‌ي جهان خواهد بود؟

شاه: انرژي، پشتكار و پيشوايي ما. البته شمار اندكي هستند كه اعتراض مي‌كنند. حالا شما تصور كنيد كه ايرانيان، اگر ايراني باشند، پس از آن‌همه كاري كه براي كشور انجام داده‌ايم عليه رهبرشان بپاخيزند! اين است پيشوايي حقيقي كه ما در كشور خود داريم. همه با دل و جان پشت سر پادشاه خود قرار دارند.

گاردين/ 19 ژانويه 1974

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 16:46  توسط علی لرگانی  | 


ترجیح می دهم با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم

 

تا این که در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 9:13  توسط هدا صفایی  | 

الهی...

اگریکبار بگویی بنده ی من

از عرش تو بگذرد خنده ی من..

سلام به همگی،راستش هردفه اومدم بنویسم دیدم چیز خاصی واسه نوشتن ندارم،الانم ندارم فقط گفتم یه کوچولو بنویسم که هدا جان کله مو نکنه سعی میکنم به زودی چیزای خوشکلی براتون بنویسم،همگی التماس دعا...شاد باشید...یاعلی 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 آبان1388ساعت 12:44  توسط معصومه عمادي  |